|
اگه همه آرزو میکنن از یه مانعی رد بشن تا به هدفی برسند حتما" دلیل مهم بودن هدف، رد شدن از اون مانع نیست.گاهی راه دیگری بلد نیستند. [ ۱۳٩۱/٢/٢٦ ] [ ٩:٢۱ ب.ظ ] [ یک پیر ]
گویند مرا چو زاد مادر بله ایرج میرزای عزیز. نمیدانم برایت گفته ام یا نه . روزهایی که خواب راه چشمانم را گم کرده بود و مادرم کارهای دیگری داشت و مجبور می شد من را به پشتش ببندد تا از گرمای وجودش خواب به چشمانم بیاید .روزهایی که دستم را گرفت نوشت "آ" یک الف با کلاهش . نوشت" ب "یک خط ِلب کج با یک نقطه پایین ، نوشت" د" دو خط متقاطع ... نوشت " بابا آب داد " و گفت باید قدر دان زحماتش باشی عزیزم. ولی هیچ وقت نگفت من درد زندگی را چشیده ام تو مواظب زخم زدن هایت باش. یادت می آید شبهای بیقراری روزهای پریشانی یادت می آید همان شب بیداریها در حیاط کوچک خانه با یک دستمال نم روی پیشانی و یک بغل احساس.یادت می آید همان نجواهای پر احساس لالا گونه مادرم ؟باید یادت باشد من گفته ام ، سالها برایت از او گفته ام. یادت می آید تا سالهای سال هرکسی که میپرسید چه کسی خواندن نوشتن به تو یاد داد گفتم مادرم ؟ آنکس که مهر را به وجودت کاشت گفتم مادرم. آنکس که زندگی را با همه سختی هایش برایت شیرین ساخت گفتم مادرم. یادت باشد ایرج میرزا این مادرم بود که تو را به من نشان داد. یادت به خیر ایرج میرزا . روز مادرم مبارک . روز مادرتان مبارک .
[ ۱۳٩۱/٢/٢۳ ] [ ٢:٠٧ ب.ظ ] [ یک پیر ]
من کلآ زیاد سوتی کلامی نمی دم ولی اعتراف می کنم از بچگی با کلمه "پست پیشتاز" مشکل داشتم.(کلماتی که میبینید اشتباه املایی نیست!! کل مکالمه ابتدایی من سی ثانیه هم طول نکشید!!) [ ۱۳٩۱/٢/۱٩ ] [ ۱٠:٠٧ ق.ظ ] [ یک پیر ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||