سفر

پابند کفشهای سیاه سفر نشو
یا دست کم بخاطر من دیرتر برو

دارم نگاه می کنم و حرص می خورم
امشب قشنگ تر شده ای - بیشتر نشو

کاری نکن که بشکنی امـ...ا شکسته ای
حالا شکستنی ترم از شاخه های مُو _

موضوع را عوض بکنیم از خودت بگو -
به به! مبارک است؛ دل خوش - لباس نو

دارند سور وسات عروسی می آورند
از کوچه های سرد به آغوش گرم تو

*
هی پا به پا نکن که بگویم سفر به خیر
مجبور نیستی که بمانی ... ولی نرو...

مهدی فرجی
روسری باد را تکان می داد/ انتشارات فصل پنجم

/ 3 نظر / 14 بازدید
saba

خیلی وبت زیباست... [قلب][گل][چشمک] خوش حال میشم ب منم سر بزنی [چشمک]

قیچی

عید و سال جدید مبارک باشه

محمد

روزت مبارک [گل] سال نو هم مبارک این نظر نظر مبارکیست[زبان]